جهانی دیگر
(از مجموعه درخت پیشی ماه ) مقدمه به دنیای ما خوش آمدید، جایی که همهی حیواناتی که در زمین دوست داشتهایم، حالا در «جهانی دیگر» …
(از مجموعه درخت پیشی ماه ) مقدمه به دنیای ما خوش آمدید، جایی که همهی حیواناتی که در زمین دوست داشتهایم، حالا در «جهانی دیگر» …
یکی از دوستان پرسید: «شما که مراجعین مرد هم کم نداشتی!»جواب دادم: «شاید چون زنان بیش از مردان برای تغییر و حل مسئله به مشاور …
آنی که عاشق ماه بود، شنیده بود که میتواند آسمان پرستاره را نه در شهر، بلکه در دل کویر ببیند. اگر حواسش باشد که ماه …
امین همیشه حس میکرد از این زمین نیست.میگفت:«من از سیارهای اومدم که صداها نرم بودن و نورها اذیت نمیکردن. اونجا همه میفهمیدن وقتی یکی ناراحته، …
سحر بود و هنوز هوا تاریک. بوی آب پاشیدهی شهرداری در هوا میپیچید، بوی خاکِ خیسِ ناگهانی و فرارِ چیزی که زنده مانده بود.از زیر …
(قصهای برای کودکانی که دلدرد را با مهربانی درمان میکنند) صبح بود.نور آفتاب از پنجرهی آشپزخانه افتاده بود روی کاشیها.بوی خوش غذا در هوا میپیچید. …
رویا و نوا کنار دیوار آجری یک باغ پاییزی ایستاده بودند. آفتاب گرم و نرم پاییزی روی شانههایشان مینشست و برگها با صدای خشخش زیر …
فندق با چشمهای کنجکاو پرسید:– میشا! خانم گودال کیه؟ مامان داشت اخبار اینستا را میدید و گفت: «نچ نچ. همین امروز که گرتا را گرفتند، …