هزارتو و جیرجیرک

_ این صدای چیه ؟ گیگ از پیشی نقره ای پرسید .
_ چی صدای چیه گیگی ؟
_ همینکه مثل صدای اره میمونه .
_ نمی‌دونم سوسکه یا جیرجیرک. شکل هم هستند .
کفتکی : سوسک ها که سروصدا ندارند و مال شهر هستند . کاملا بی صدا هستند و از گوشت و گیاه و فاضلاب تغذیه می کنند . اما جیرجیرک است که در فصل جفت گیری اینگونه سروصدا می کند . ضمنا از نظر شکل هم با هم فرق دارند . جیرجیرک ها پاهای بلندی دارند و گیاهخوارند و در فضای طبیعی هستند .
آنی : نمی‌گذارند بخوابیم ، بس که سروصدا دارند . البته نزدیک نیستند از ترس پیشی .
پیشی که احساس رضایت کرده بود از صحبت پر نوازش آنی , کش و قوسی به خود داد .
آنی در فکر فرو رفت . هر وقت این طور می شد ، پیشی نقره ای متوجه می شد و می آمد نزدیک تر و با چشم هایی که انگار زل زده باشد پرسید : در هزارتوی ذهنت هم جیرجیرک هست ؟
_ یکجورهایی بله وقتی که اوضاع بیرونی به هم می ریزد .
پیشی : آنوقت بلد است از هزارتو بیرون بیاید جیرجیرک ؟
کفتکی : ممکن است جیرجیرک‌ها در هزارتو بمانند، اما همیشه یادشان می‌آید که راه‌هایی به بیرون وجود دارد. حتی اگر جیرجیرک از هزارتو بیرون نیاید، همیشه صدای خود را خواهد شنید.
پیشی : خوب جیرجیرک جا خوش می‌کنه در ذهن و باعث مزاحمت می شود . نه ؟
آنی : کسانی هستند که هم درونشان مشکل دارند و هم بیرون و برخی فقط درونشان . جیرجیرک ها در هزارتوی ذهنی فردی که خودشناسی نکرده سروصدا و مزاحمت بیشتری درست می کنند .
_ گیگ چه خوب که تو خودشناسی را شروع کردی ها . . مگه نه آنی ؟
و آنی پیشی نقره ای را تقریبا چلاند .

https://hstory.ir/tdg2