همیشه همینطور است؛ ناگهان سروکلهاش پیدا میشود
و دل من را بدون هیچ دلیلِ روشنی
لبریز از ذوق و شادی میکند.
آخه اینقدر زیبا…
چطور ممکن است؟
نمیدانم دیگران هم او را همینگونه میبینند یا نه،
همین پنج دقیقهٔ پیش
چنان قربانصدقهاش رفتم
که باز، مثل همیشه،
درگیر این شدم که کدام آرزو را بگویم
تا زودتر برآورده کند.
و عجیبتر اینکه هالهای نورانی دور و برش میدرخشید…
نه، فکر نمیکنم «ماه فروتن»
دچار توهمِ قدیس بودن شده باشد؛
چون من آرزوهایم را به او میگویم،
میدانم حتماً دلایل علمی دارد،
یا شاید دلایلِ رؤیایی.
اما خب…
به کجای دنیا برمیخورد اگر او قدیس باشد
و من هنوز هر چند وقت یکبار بگویم:
«ببین… یادت نره آرزوم را، باشه؟»
ماه فروتن
https://hstory.ir/io99