میدانم که گذاشتن آدمها در دستهبندیها کار خیلی جالبی نیست، چون آدمها بسیار پیچیدهاند، اما چه میشود کرد که یکی از راههای شناخت، همین دستهبندی کردن است. مثلاً HSP و غیر HSP، مرد و زن، شاغل و بیکار، درونگرا و برونگرا، سحرخیز و شبزندهدار، پولدار و فقیر، صادق و دروغگو، صلحطلب و اهل نزاع، همدل و سنگدل…
آخرین دستهبندی که شنیدم و خیلی هم با نمک بود، اهل قلم و اهل رقم بود.
میتوانم تا صبح این قطبها را بشمارم.
چشمانم را بستم و انگار کهکشانی دیدم که آدمها در آن در حال چرخش بودند. بعضی ویژگیها واقعاً نسبیاند؛ مثلاً پولدار بودن یا فقیر بودن، خیلیها دیروز پولدار بودند و امروز فقیر، و برعکس. حتی پولدارهای همین لحظه در مقابل ثروتمندی دیگر، ثروتمند محسوب نمیشوند.
اما بعضی ویژگیها واقعاً قطبیاند؛ مثلاً حیوان دوست بودن یا حیوانآزار بودن.
خندهام گرفت از این همه پیچیدگی و فلسفیدن، همهاش به خاطر خوردن یک عدد قرص استامینوفن، آن هم از نوع کدئین، بعد از یک سردرد و انقباض عضلانی.
م.پ
دی ۱۴۰۴